بی خوابی
محض اطلاع ایشون و بقیه هواداران!!! باید بگم من پست های زیادی می نویسم و ثبت موقت می کنم چون احساس می کنم خیلیاش شخصیه و مناسب خونه مجازی نیست.
بگذریم ،داشتم از بی خوابی می گفتم :
به همسرم که نگاه می کردم که اینقدر راحت خوابیده خدا رو شکر کردم ،
به بچه ها که تا دو ساعت پیش خونه رو گذاشته بودن روی سرشون و حالا آروم اروم مثل دو تا فرشته خوابیدن ،به آرامشی که خونواده ما داره ،
به آرامشی که شب به آدم میده ،
به خوابیدن علی و راحت شدن من از دست سوالایی که انگار تمومی نداره
به نگاه های محجوب و نجیب محمد ،
به شب های ماه مبارک،
به سحری ،
به افطاری
به ...
به ناتوانی من از شمارش این همه نعمت
به بزرگی اونی که فقط موقع مشکلات به یادشم
به بخشندگی اونی که بدون پرسش میده
به مهربونی اونی که لحظات زیادی بدون یادش میگذره ولی اون همیشه به یادمه
وای خدایا چقدر خوبه که امشب نمی تونم بخوابم...
