باز رمضان!!!

پرده اول:

سبزی قرمه ؛ سبزی آش ؛سبزی کوکو؛ نعنا خشک ؛شوید هویج و جعفری و کرفس

گوشت و مرغ و ماهی

کدو و بادمجون

حبوبات آماده آش

لوبیا و هویج استامبولی

پنیر و خرما

روغن و برنج

پرده دوم:

شست و شو

روفت و روب

انواع شوینده

نظافت حسابی

یه خونه تکونی به تمام معنا

پرده وفرش و موکت همه تمیز

پرده سوم:

شروع مهمانی خدا

مهمانان خدا ؛ خسته و بی رمق 

بی حس و حال


یه ماهی میشه که هر جا میرم حرف از پر کردن یخچال و فریزر ها و استقبال از ماه رمضانه!!!!

راستی خانه دلمان چقدر مهیای استقبال از ماه خداست؟؟؟

وقتی دلم برای گلم تنگ می شود...

قرار  گذاشتیم نیمه شیفتش که شد بیاد دنبالم تا با هم بریم

مثل همیشه خوش قول بود و اومد

علی هم مثل همیشه میخاست همراهمون باشه که عطش اومدنش با قول یه بستنی خوابید!

چه شکوهی داشت آن خانه

چقدر شبها قشنگتر است اینجا

و من چقدر لبریز از او بودم

سلام کردم و آرام آرام خودم رابه منتهای شکوه آن خانه رساندم هرچند دستانم در حسرت استلامش ماند ولی خوشحال بودم که میهمانش هستم

می دانستم که میهمان برایش عزیز است و همین برای من کافی بود

گوشه ای نشستم و غرق در بی معرفتی خودم شدم و مهربانی ا

دلم برای خودم سوخت از او خواستم که دستم را بگیرد که حالا که امده ام بی بهره نروم

میهمانان آمده بودند و من محو تماشا

حرکات موزون آن دختر بچه با مزه عرب

نجواهای عاشقانه قناری های عاشق!!!

تضرع های پدران و مادران

و خلوت های دوست داشتنی جوانان

صدایی بلندشد ...

یک صدای آشنا اﻟﻠّﮫُﻢﱠ ﺻَﻞﱢ ﻋَﻠﯽ ﻣُﺤَﻤﱠﺪٍ وَآلِ ﻣُﺤَﻤﱠﺪٍ وَاﺳْﻤَﻊْ دُﻋﺎﺋﯽ اِذا دَﻋَﻮْﺗُﻚَ وَاْﺳﻤَﻊْ ...

چه ضیافتی بود  همه چیز طبق برنامه صاحب خانه پیش می رفت

حاج سعید هم که دمش گرم سنگ تمام گذاشت ، با علی اصغر و رقیه و عباس و امام زمان...

و من مانده بودم حیران و خجالت زده یادم امد از صبح ان روز که ...

ساعت 3 بامداد اینجا حرم مطهر امام رضا(ع)...

و زندگی جاری است..

بی تو به سامان نرسم

شب ها که می رسد یادم از حساب و کتاب می آید و روزی که گذشت

تمام روزم را مرور می کنم تا تو را پیدا کنم ، یک لحظه، یک جا، پر رنگ و موثر

اما نیستی ، نه این که نباشی تو هستی، من نیستم من خالیم از تو

نمی دانم چرا احساس نمی کنم که مراقبم هستی ،که می بینی ام، که هر هفته غمی بر دلت می گذارم با کارنامه سیاهم آقا

کم احساسی من را به حساب این آشفتگی خاطر بگذار به حساب بی معرفتی

اصلا به حساب هر چه میخواهی ، فقط به حسابم بیاور

و برایم دعا کن مثل همیشه

مولا چه باشکوهی تو ،چه آرامش بخشی تو، چقدر با تو آرام می گیرم

وای که چقدر همین حالا به تو نیاز دارم

کاش میآمدی

کاش

بی تو به سامان نرسم...