عشق هر روز به تکرار تو بر می خیزد.
عشق هر روز به تکرار تو بر می خیزد
اشک هر صبح به دیدار تو بر می خیزد
ای مسافر به گلاب نگهم خواهم شست
گرد و خاکی که ز رخسار تو بر می خیزد
مگر ای دشت عطش نوش گناهی داری؟
کآسمان نیز به انکار تو بر می خیزد
تو به پا خیز و بخواه از دل من،برخیزد
حتم دارم که به اصرار تو بر می خیزد
شعر می خوانم و یک دشت غم و آهن و آه
از گلوی تر نیزار تو بر می خیزد
مگر آن دست چه بخشید به آغوش فرات
که از آن بوی علمدار تو بر می خیزد
پاس می دارمت ای یاس که هر روز،بهار
به تماشای سپیدار تو بر می خیزد
ای که یک قافله خورشید به خون آغشته
بامداد از لب دیوار تو برمی خیزد
کیستم من که به تکرار غمت بنشینم
عشق هر روز به تکرار تو بر می خیزد
شعر از سعید بیابانکی
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۰ ساعت 17:19 توسط التفات
|