خانواده ایرانی و مسلمان از دیر باز برمدار احترام متقابل و سازش استوار بوده است و این از مشخصه های خانواده  ایرانی که نشئت گرفته از فرهنگ غنی و معارف ناب اسلامی بوده است به گونه ای بود که باعث می شد تا افراد یک خانواده از زن و شوهر و فرزندان هر یک مطابق وظایف خود و در حدود تعریف شده خود عمل نمایند و زندگی هایی بی دغدغه و در ارامش داشته باشند و البته این مرهون حضور مادران در خانه ، اطاعت پذیری فرزندان از والدین و مربیان و ولایت و نظارت پدر بر  افراد خانواده اش بود. دیروز کودکان در دامان پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها داستان های سراسر آرامش ودرس اموز را می آموختند و انها را به عنوان همدم  و عضوی از خانواده خود می دانستند. با تغییر تدریجی رویکرد ها و به وجود امدن برخی تغیرات در ساختار خانواده ها از جمله ورود لجام گسیخته و پر شتاب فناوری به متن زند گی ها ، اشتغال بی قید وشرط و آزادانه رنان، از دست دادن قدرت نظارت و ولایت مردان به دلایل گوناگونی از جمله پرداختن تمام و قت ایشان به کسب و معاش و تهدیدات و تهاجمات پر زرق وبرق  فرهنگی  ، به تدریج  کانون خانواده ها به جایی برای ابراز نارضایتی ها و تنش ها و ناساز گار های بدل شد و این روند تاجایی ادامه پیدا نموده که امروزه دیگر بسیاری از فرزندان کمتر خانواده را به عنوان مامنی برای رفع لواپسیها و بروز شادمانی هایش میدانند . مادر خانواده امروز بیشتر وقتش را سرکار و با همکاران و دوستان سپری می کند و اوقاتی را به خانواده اختصاص می دهد که سراسر خستگی و بی حوصلگی است پدر خانواده  امروز هم که افراد خانواده اش را تنها در حالت خواب مشاهده می کند چرا که صبح هنگام که بیرون می رود  فرزندانش خوابند و هنگامی که به خانه بر می کردد نیز افرا خانواده در خوابند. و اما فرزندان : که دنیای دوستی را به هر چیزی ترجیح می دهند و این ارتباط ها را چه در درون جامعه و چه در دنیای مجازی با چت وگفتگو های مجازی پایدار نگه می دارند و تمام خلاء ارتباطی شان را با همسالان و دوستان خویش پر می کنند.. امروزه دیگر کمتر کودکی سراغ پدربزرگ و مادربزرگش را می گیرد . تمام اوقات یک کودک با بازی های رایانه ای از نوع خشن یا عشقی اشباع گشته است . از نگاه بیرون که به این خانواده می نگریم هیچ عامل استحکام بخش در درون ان نمی یابیم و تنها کاربری خانواده خوابگاه بودن و استفاده های این چنینی ان است...