و سفر پایان یافت
این یکی دو روزه خیلی بی قرارم
این یکی دو روزه دلم میخواد تنها باشم
وای که چقدر دلم زود تنگ شد
و چه زود گذشت روزهای آسمانی بودن
چه زود به زمین برگشتم
و دوباره زندگی جریان یافت...
خدایا چه صفایی داشت شب ها رو به روی گنبد خضرا نبوی و درد دل با پدر
چه حالی می کردم پشت پنجره بقیع و ...
وای که چه صفایی داشت اولین نگاه به مکعب عشق و سجده بی اختیار در برابر خالق هستی
چه عظمتی داشت چرخیدن پروانه وار مردم به دور کعبه
چه لذتی داشت دیدن طواف کنندگان از طبقه دوم و سوم مسجد الحرام
چه شکوهی داشت نماز های مسجد الحرام بدون هیچ حجاب و مانعی نماز خواندن در برابر قبله!!!
و طنین سوره فاتحه با آن نوای خوش
خدایا دارم می میرم از دل تنگی ...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۱/۲۴ ساعت 8:57 توسط التفات
|